تبلیغات
amazing world and english grammar - گرامرکامل زبان انگلیسی(صفت و قید )4

amazing world and english grammar

گرامرکامل زبان انگلیسی(صفت و قید )4


گرامرکامل زبان انگلیسی(صفت و قید )4


-2 قید برتر : دو فعل را مقایسه می كند اما یكی را بهتر یا بدتر می شناسد مثلا :

هلن كندتر از سوزان تایپ می كند.

بیاد داریم كه در صفت برتر بحث یك بخشی و دو بخشی و چند بخشی داشتیم در حالیكه در قید برتر اینطور

نیست. بلكه قاعده بر این است كه اگر ly می پذیرد در این درجه more than به آن اضافه می شود و اگر ly

نمی پذیرد به آخرش er اضافه می شود، بدین صورت:

Hellen drives more slowly than Susan.

Hellen drives faster than Susan.

-3 قید برترین( عالی) : چند فعل را مقایسه می كند و از بین آنها یكی را به عنوان بهترین یا بدترین می

شناسد. مثلا هلن به كندترین وجه تایپ می كند.

برای ترجمه "ترین" نیز در این درجه ازقید قاعده اینست كه اگر قید ly می پذیرد قبلش the most و اگر ly

نمی پذیرد به آخرش   the est اضافه می كنیم، بدین صورت

Hellen types the most slowly.

Hellen types the fastest.

چون در ترجمه قید عالی به فارسی ذكر كلمه “ترین” كافی نیست ناگزیر برای ترجمه قید عالی انگلیسی به

فارسی از تركیب زیر استفاده می شود :

به ...... ترین { وجه / صورت / شكل }

كلماتی كه نشان دهنده كمیت و مقدار هستند intensifiers :

كلماتی كه دلالت بر كمیت و مقدار زیاد می كنند عبارتند از much, many که هردو به معنی زیاد – خیلی

می باشند.

اسم مفرد غیر قابل شمارش  + much

اسم جمع قابل شمارش     +     many

فرق این دو این است كه بعد از much اسم مفرد به صورت غیر قابل شمارش است اما بعد از many اسم

جمع به صورت قابل شمارش به كار می رود.

many و much معمولا در جمله های سؤالی و جمله های منفی به كار می رود

Has Hellen written many letters?

Does Hellen drink much coffee?

Helen has not written many letters.

Hellen doesn’t drink much coffee.

در جمله های مثبت معمو ً لا از a lot of استفاده می شود چه برای قابل شمارش و چه برای غیر قابل

شمارش، بدین صورت :

Hellen has written a lot of letters.

Hellen drinks a lot of coffee.

اگر بخواهیم شدت قید یا صفت را نشان دهیم از very یا  too  استفاده می كنیم .

صفت / قید +  (Very- Too)          زیاد – خیلی

فرق too & very این است كه:  very  نشان دهنده حد متعادل قید یا صفت است مثلا

The park is very beautiful.

The teacher speaks very fluently.

اما  too نشان دهنده مقدار نامطلوب قید یا صفت است

It is too cold today.

That driver drives too slowly.

می توانند too, very برای تقویت معنی قبل از many و much  به كار روند مثلا

There were too many cars in the street.

Hellen drinks too much water in a day.

She knows very many words.

Thank you very much.

      كلمه Enough به معنی اندازه كافی ، برعكس very , too بعد از قید و صفت به كار می رود

صفت / قید + enough

You are rich enough .

He speaks fluently enough .

البته  enough  می تواند با اسم نیز به كار رود كه البته معمولا قبل از اسم به كار می رود مثلا :

They spend enough money in a month .

كلماتی كه نشان دهنده كمیت و مقدار كم هستند عبارتند از :

 

 

(مفرد – اسم غیر قابل شمارش )  Little      كم و اندك

(جمع – اسم قابل شمارش )       Few          كم و اندك

 

Such

این كلمه به معنی چنین میتواند با اسمهای قابل شمارش جمع و همچنین غیرقابل شمارش مفرد بدین صورت :

توجه کنید که غیر قابل شمارش جمع مفهوم ندارد.

Helen hasn't said such words.

Helen doesn't like such weather.

اگر اسم قابل شمارش به صورت مفرد باشد از Such a/an استفاده می شود بدین صورت

Such a child can't stay quiet.

اگر در جمله هائی كه Such بكار می رود صفتی نیز قبل از اسم وجود داشته باشد الگوی جمله به شكل زیر است

اسم + صفت+ Such a/an

I haven’t seen such an interesting film so far.

میتوان به جای Such  از كلمة so برای گرفتن همان معنی استفاده كرد اما الگوی جمله بدین صورت خواهد بود:

اسم+  a/an  + صفت + So

I haven't seen so interesting a film so far.

بدین اگر قبل از اسمی یك صفت داشته باشیم كه آن صفت را Very  شدت بخشیده باشد جای حرف تعریف صورت است.

اسم + صفت+  a + Very

گسترش جمله با enough و too

در جمله هایی كه enough یا too بكار می روند اگر جمله گسترش پیدا كند به یكی از صورتهای زیر در می آید.

1: اگر مورد بحث جمله شخص یا چیز واحدی باشد به یكی از صورتهای زیر گسترش می یابد.

مصدر با to  +  صفت/ قید+  too

She is too young to work.

She drives too slowly to arrive on time.

  مصدر با     enough +to  +قید/ صفت

1.She is rich enough to buy the house.

2.They work hard enough to earn a lot of money.

2: اگر مورد بحث جمله دوشخص یا دو چیز مختلف باشد گسترش جمله به یكی از صورتهای زیر خواهد بود.

مصدر با to  + شخص  for+ صفت/ قید + too

1.The car is too expensive for me to buy.

2.You speak too fast for me to under stand.

مصدر باto+  شخص enough+ for + صفت/ قید

1.The book is easy enough for us to read.

2.You sigh beautifully enough for them to enjoy.

«Other» « دیگر »

كلمة other به معنی دیگر فقط قبل از اسامی جمع نامعین بكار می رود مثلا:

John has polished other shoes too.

اگر اسم به صورت مفرد و نامعین باشد قبل از آن another بكار می رود. مثلا:

This child wants another toy.

اگر اسم به صورت معین(چه مفرد و چه جمع باشد قبل از آن the other بكار می رود كه اشاره به اسم دوم یا

گروه دیگر دارد مثلا:

I don't like this hat. I like the other hat.

I don't like these shoes but I like the other shoes.

كلماتی كه تاكنون مورد بحث قرار گرفت همگی صفت هستند و قبل از اسم بكار می روند.

(اسم مفرد نامعین + another) اسم جمع نامعین +  Other

(اسم مفرد معین + the other) اسم جمع نامعین+ Other

(اسم جمع معین + the other) اسم جمع نامعین+ Other

حتی میتوان اسمهای بعد از صفات را به ضمیر   ones  یا  one  تبدیل كرد.

another one  - the other one-   the other ones)   other ones

حتی میتوان اسمهای بعد از  the other و  another (مفرد) را حذف كرد و از خود آنها به عنوان ضمیر استفاده كرد.

I don't like this hat, I like the other. Hat.

This child wants another hat.


طبقه بندی: English Grammar، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 آذر 1390 توسط arya ghaemi


جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت